بصير احمد دولت آبادى

350

شناسنامه افغانستان ( فارسى )

اساس قدرت‌گيرى محمدزاييها ، به دستور انگليس و يك طرح از پيش ساخته بوده كه همگان با آن آشنا شده‌ايم . امّا سرنوشت شاه شجاع كه به خيانت شهره آفاق است و تمامى بدبختيها به عهده او گذاشته شده است تا خيانت دوست محمد خان برملا نشود ، به اينجا ختم شد : « هنگامى كه هزاران نفر مرد مسلح در موضع سياه‌سنگ كابل بيرقهاى جهاد به غرض امحاى قشون انگليسى جلال‌آباد افراشته داشتند در 4 اپريل 1842 شاه شجاع از بالاحصار كابل خارج و در سياه‌سنگ در رأس قشون ملى قرار گرفت تا فرداى آن‌روز راه جلال‌آباد بردارد . شب‌هنگام ، شاه نهانى به بالاحصار برفت و بعد از انجام امور شخصى سحرگاه پنجم اپريل به سوارى تخت روان عازم اردوگاه شد . ولى سردار شجاع الدوله خان پسر نواب محمد زمان خان به اتفاق نور محمد خان و شاه آغاسى دلاور خان و 60 نفر همكاران ديگر از كمين برآمده و شاه را بكشتند . » « 1 » به اين ترتيب با بسته شدن تومار زندگى شاه شجاع نوبت زمامدارى به دوست محمد خان رسيد . « امير دوست محمد خان قبل از حركت از كلكته به جانب افغانستان ، در مذاكره با گورنر جنرال هند قبول كرده بود كه حكومت محلى هرات و قندهار را خارج از دايرهء قلمرو خود بشناسد . همچنين وعده داده بود كه بدون دولت انگليس با هيچ دولت خارجى ديگر ارتباط مستقيم به هم نرساند . امّا تنها اين نبود . وقتى كه امير دوست محمد خان در سال 1843 به كابل رسيد ، رهبران انقلاب را كه انگليسيها براى سر هريك جايزه تعيين كرده بود ، به انواع

--> ( 1 ) . افغانستان در مسير تاريخ ، چاپ احسانى ، ص 915 .